تبلیغات
دهمین خورشید - ▬◄حاج آقا گفت دوست دخترداشته باش !!!
آقام امام هادی (ع)
  • نام تصویر
  • نام تصویر
  • نام تصویر

درباره ما

کپی برداری از این وبلاگ باذکر سه صلوات هدیه به امام هادی (ع) مجاز می باشد.
اللهم عجل لولیک الفرج به حق الحسین(ع)

نویسندگان

مطالب اخیر وبگاه

لینک دوستان وبگاه

آرشیو مطالب

پیوندهای روزانه

لینک های ویژه

نظرسنجی

**نظر خود را نسبت به مطالب اعلام نمایید**






آماروبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برچسب‌ها

طراح قالب

ثامن تم؛مرجع قالب و ابزار مذهبی وبلاگ و سایت

دیگر امکانات

دعای فرج سوره قرآن پخش زنده حرم آیه قرآن
روزشمار محرم عاشورا

پسر جوان: سلام حاج آقا، ببخشید مزاحم شدم. می‌شه یه سؤال خاص بپرسم؟

حاج آقا: سلام عزیزم، بپرس

پسر جوان: دوست دختر اشکال داره؟

حاج آقا: نه خیلی هم خوبه. اگه دختر خوبی سراغ داری از دستش نده.

پسر جوان: حاج آقا جدی می‌گم، درست جواب بدید.

حاج آقا: منم جدی می‌گم اصلاً خدا جنس دختر و پسر رو برای هم جذاب آفریده که به هم علاقه‌مند بشن و از هم لذت ببرن.

پسر جوان: پس من با مجوز شما فردا می‌رم با یک دختر دوست می‌شم ها، ؟!

حاج آقا: خیلی خوبه، اگه لازم شد خودمم کمکت می‌کنم

پسر جوان: ایول حاج آقا ، دمتون گرم، اصلاً فکر نمی‌کردم این‌قدر پایه باشین!

حاج آقا: حالا کجاشو دیدی! البته اگه می‌خوای با مجوز من بری، لطفاً همون جوری که من می‌گم اقدام کن.

پسر جوان: چشم حاج آقا، خیلی با حالی!

حاج آقا: حالا کسی رو هم سراغ داری برای خودت؟

پسر جوان: راستش یک نفر هست که ازش خوشم اومده.

حاج آقا: به به مبارکه. پس زود باش که طرف از دست نره!

پسر جوان: چه کار کنم؟ خودتون گفتید همه اقدامات با هماهنگی شما باشه!

حاج آقا: تلفن بزن به خونه طرف و با مادرش یا پدرش قرار خواستگاری رو بذار، در مورد نوع و رنگ دسته گل خواستگاری هم می‌تونی از سلیقه خیلی خوب من استفاده کنی!

پسر جوان: حاج آقا سر کارمون گذاشتی؟! من فقط می‌خوام باهاش دوست بشم. نه عشقی در کاره و نه ازدواج. مثل یک دوست.

حاج آقا: یعنی چه جوری؟

پسر جوان: مثل همه دوستای دیگه‌ام.

حاج آقا: جواب چه جوری می‌خوای؟ شرعی؟ عقلی؟ روان‌شناسی؟ اجتماعی؟ و...

پسر جوان: یک جواب می‌خوام که قانع بشم، آخه خیلی از هم‌کلاسیام دوست دختر دارن و به نظر میاد هیچ مشکلی ندارن و من احساس کمبود دارم. آخه من که نمی‌فهمم چند دقیقه در روز پیامک زدن و چند دقیقه صحبت با یک دختر چه مشکلی برای من می‌تونه ایجاد کنه؟

حاج آقا: نظر خودت چیه؟

پسر جوان: نمی‌دونم واقعا گیجم. از یک طرف خیلی‌ها رو می‌بینم که این‌جور رابطه رو دارن و هیچ مشکلی هم ندارن و از طرفی خیلی‌ها هم که آدم‌های باسوادی هستن و من قبولشون دارم با این کارها مخالفن. ولی واقعاً نمی‌تونم قبول کنم که خدا از لذت بردن من (که به هیچ کسی هم آسیب نمی‌زنه) ناراحت بشه.

حاج آقا: به نظرت کی می‌تونه حرف آخر رو بزنه؟

پسر جوان: شما بگید.

حاج آقا: . هر جا خدا می‌گه این کار واجبه یعنی برای این‌که جسم و روحت بهترین کارآیی و کم‌ترین آسیب رو داشته باشه این کار ضروریه و اگه می‌گه این کار حرامه یعنی این کار باعث آسیب به جسم یا روحت می‌شه. وگرنه خدا نه فقط از لذت بردن انسان از جنس مخالفش ناراحت نمی‌شه بلکه همون جوری که گفتم، اصلاً مرد و زن رو برای هم جذاب آفریده که از هم لذت ببرن.

پسر جوان: پس به نظر شما هم این کار اشکال داره؟

حاج آقا: به نظر من، نه. به نظر سازنده من و تو.

پسر جوان: می‌شه بگین چه ضرری داره؟ آخه من که فقط یک رابطه عاطفی و دوستی می‌خوام!

حاج آقا: البته رابطه ای که فقط با یک جنس مخالف حاصل می‍شه.

پسر جوان: اگه خدا این دوستی رو منع کرده پس به این نیاز من چه جوابی می‍ده؟

حاج آقا: ازدواج !

پسر جوان: حالا کو تا ازدواج؟!

حاج آقا: بله قبوله که فاصله بلوغ جنسی تا ازدواج خیلی زیاده اما اگه می‌خوای از ازدواجت لذت کامل رو ببری باید این دوره محرومیت رو تحمل کنی.

پسر جوان: چه ربطی داره؟ این دوستی برای ارضای عواطفه و ازدواج برای ارضای خیلی چیزای دیگه. من تا زمانی که بتونم ازدواج کنم با یک نفر دوست هستم که آرامش داشته باشم.

حاج آقا: یعنی بعد از ازدواج آرامش نمی‌خوای؟

پسر جوان: چرا.

حاج آقا: از همسرت یا باز هم از یک دوست دیگه که کسی غیر از همسرت باشه؟

پسر جوان: نه دیگه، ما از اوناش نیستیم. اون موقع فقط همسر.

حاج آقا: اصطلاح بیسکویت قبل از غذا رو شنیدی؟

حاج آقا: منظورتون چیه؟!

حاج آقا: یک روز مثلاً ساعت ۱۲ ظهر می‌ری خونه و گرسنه‌ای اما به دلایلی قراره ساعت یک غذا بخوری. اگه تا قبل از غذا بخوای یک کیک یا بیسکویت یا شیرینی یا... بخوری، مامانت چه عکس‌العملی نشون می‌ده؟

پسر جوان: می‌زنه توی سرم و می‌گه یک کم جلو اون شکمتو بگیری نمی‌میری که! صبر کن یه ساعت دیگه غذا میارم.

حاج آقا: مامانت از گرسنگی تو لذت می‌بره یا از خوردن تو ناراحت می‌شه؟

پسر جوان: هیچ‌کدوم. فقط می‌خواد اشتهام کم نشه و غذام رو با لذت و کامل بخورم.

حاج آقا: دوست دختر قبل از ازدواج هم حکم همون بیسکویت قبل از غذا رو داره! هر قدر ازش لذت ببری به همون مقدار از لذت ارتباطت با همسرت کم می‌شه حتی اگه این لذت بردن فقط در حد حرف زدن باشه. یا دست دادن یا... .

پسر جوان: تا حالا این جوری نگاش نکرده بودم.

حاج آقا: یک جمله هم بگم شاید خیالت راحت‌تر بشه.

امیرالمومنین(علیه السلام) می‌فرمایند: برای هر کسی مقدار خاصی روزی مشخص شده (که البته راه‌هایی برای افزایش اون هست) و اگه کسی بخواد از راه حرام به روزی بیش‌تری برسه، به همون مقدار از حلالش کم می‌شه!

لذت هم یکی از روزی‌های ماست اگه قراره تو در عمرت ۱۰۰ واحد لذت ببری، می‌تونی همه‌ش رو از همسرت ببری و می‌تونی ۱۰ یا ۲۰ یا ۵۰ تاش رو از بیسکویت قبل از غذا ببری و بقیه‌اش رو با همسر آینده‌ات. به نظرت تو کدوم حالت زندگیت گرم‌تره؟

نویسنده امین ظهیرمالکی در 10:02 ق.ظ | نظرات()
شنبه 9 خرداد 1394 11:02 ق.ظ
دشمنتون شرمنده این چه حرفیه ایشالله همیشه موفق وسربلند باشید ایشالله تابستون باپستای خوبمون غوغا کنیم
امین ظهیرمالکیممنون سلامت باشید جتما همه سعیو میکنم تا با مطالب خوب نبودمو جبران کنم
یا علی
شنبه 9 خرداد 1394 10:25 ق.ظ
سلام بهترین خوبین؟!؟
وب زیبایی دارید،ایشالا که همیشه موفق باشید.
میشه ازتون خواهش کنم از وب منم دیدن کنید
ممنونم و منتظرتونم
شنبه 9 خرداد 1394 10:09 ق.ظ
سلامممممم نفسممممممممممم
خوبی عزیزممممممممم
وبت خیلی خوب بووووووووود خیلی
میخواستم بیای به وب منم سایت سر بزنی
می بینمت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر