تبلیغات
دهمین خورشید - «زندگینامه شهید هادی کجباف»
آقام امام هادی (ع)
  • نام تصویر
  • نام تصویر
  • نام تصویر

درباره ما

کپی برداری از این وبلاگ باذکر سه صلوات هدیه به امام هادی (ع) مجاز می باشد.
اللهم عجل لولیک الفرج به حق الحسین(ع)

نویسندگان

مطالب اخیر وبگاه

لینک دوستان وبگاه

آرشیو مطالب

پیوندهای روزانه

لینک های ویژه

نظرسنجی

**نظر خود را نسبت به مطالب اعلام نمایید**






آماروبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

برچسب‌ها

طراح قالب

ثامن تم؛مرجع قالب و ابزار مذهبی وبلاگ و سایت

دیگر امکانات

دعای فرج سوره قرآن پخش زنده حرم آیه قرآن
روزشمار محرم عاشورا
زینبی بودن رفتار خانواده شهید کجباف و نوع شهادت این سردار رشید اسلام نشان از نگاه عاشورایی این خانواده دارد، آنگاه که همسر این شهید بزرگوار پس از شهادتش در جمع مردم با صدایی رسا گفت: راضی نیستیم برای بازگشت پیکر شهید که در اختیار تکفیری‌‍ها است حتی یک ریال هزینه شود و آن پول دوباره بر ضد شیعیان استفاده شود.

زندگینامه سردار شهید هادی کجباف؛

شهید کجباف متولد تیرماه ۱۳۴۰ در شهرستان شوشتر است، او پس از گذراندن تحصیلات تا دوره دیپلم در سال ۱۳۵۹ عازم خدمت مقدس سربازی شد.

حاج هادی در ابتدای دفاع مقدس در محاصره شهر سوسنگرد یا زیرکی می‌تواند از طریق کانال‌های اطراف شهر با لباس عربی از مهلکه خارج شود و سپس با بازگشت به جبهه‌ها در تیرماه سال ۱۳۶۰ در جبهه بستان دچار مجروحیت شد.

همرزمان درباره نحوه مجروحیتش می‌گویند، شهید کجباف به همراه یکی از دوستانش پشت خاکریز موضع گرفته بودند که نیروهای بعثی آنها را شناسایی و به سمتشان تیراندازی کردند.

در این تیراندازی‌ها ترکش‌هایی به شکم، بازو، لگن، ساق پا و نزدیک نخاع شهید کجباف برخورد می‌کند. ترکشی که نزدیک نخاع شهید برخورد کرده بود تا آخرین لحظه زندگی شهید را همراهی کرد چرا که اصابت ترکش در نقطه‌ای حساس از بدن وی سبب افزایش احتمال فلج ایشان پس از عمل جراحی شده بود.

شهید کجباف پس از مجروحیت در جنگ تحمیلی یکی دوماه بیشتر در خانه استراحت نکرد و پس از آن برای شرکت در آزمون معلمی به تهران رفت، پس از قبولی در آزمون استخدامی آموزش و پرورش، برای استخدام از وی کارت پایان خدمت می‌خواهند و به همین دلیل شهید به شوشتر بازگشت تا کارت پایان خدمت خود را برای استخدام بیاورد.

خانواده وی در انتظار بازگشت وی بودند اما شهید کجباف طاقت دوری از جبهه‌ها را نداشت و این سبب شد که دوباره عازم جبهه‌های جنوب شود، شهید هنگامی که خانواده‌اش به او می‌گویند حالت مساعد نیست و بهتر است بمانی در پاسخشان می‌گوید در بخش فرهنگی جبهه مشغول می‌شوم.

عقد آسمانی با نفس شیخ شوشتری

وی در سال ۶۱ به استخدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد  و در همان سال نیز ازدواج کرد. شهید کجباف با لباس سبز سپاه درمراسم ساده عقد خود حاضر شد و خطبه عقد وی را نیز علامه شیخ محمدتقی شوشتری(ره) جاری کرد.

شهید کجباف در طول جنگ تحمیلی ۹ بار مجروح شد و دوبار دچار موج پس از انفجار شد، وی در سال ۶۲ صاحب فرزندی شده بود. بنا بر گفته همسرش حالت روحی و روانی شهید پس از موج گرفتگی بسیار آشفته بود و لذت پدر بودن و نوزادی فاطمه (فرزند اولش) را درک نکرد.

پس از به دنیا آمدن سجاد، در سال ۶۵ سومین فرزند شهید کجباف در حالی به دنیا آمد که خانواده خبری از وی نداشتند، ۴ روز پس از به دنیا آمدن محمد، مادر شهید هادی کجباف خبر از مجروحیت دوباره فرزند می‌دهد. بنا بر گفته همسر شهید، همرزمان شهید کجباف نقل می‌کنند که بعثی‌ها ۵۰ تا ۶۰ نفر از رزمندگان را به همراه هادی کجباف اسیر می‌کنند.

همسر شهید کجباف و رزمندگان وی از شجاعت وی می گویند که چگونه توانست در یک اقدام جسورانه خود و بقیه رزمندگان را از دست بعثی‌ها رها کند و البته در همین حین مجروح نیز می‌شود ولی با این وجود اسلحه دشمن را بر می‌دارد و به سمت بچه‌هایی که اسیر شده بودند می‌رود و پشت خاکریز کمین می‌کند و نگهبان اسرا را می‌کشد و رزمنده‌ها را آزاد می‌کند.

آثار شیمیایی همراه با شهید تا آخرین روز

وقتی محمد ۴۵ روزه بود، شهید کجباف برای یک ساعت فرزند سوم خود را می‌بیند و به خانواده خود سری می‌زند. هر چند پس از این دیدار و عمل دوم هادی پزشک ایشان اجازه مجدد حضور وی در جبهه را نداد اما شهید کجباف دوباره عازم جبهه‌ها می‌شود.

پس از بازگشت دوباره شهید کجباف به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل ایشان شیمیایی می‌شوند و آثار شیمیایی تا آخرین روزهای زندگی در این دنیای مادی در وی نمایان بود.

وی در اواخر جنگ فرمانده گردان مالک اشتر شوشتر بود و عملیات‌های پارتیزانی در عراق انجام می‌داد، وی تا دو سال پس از جنگ تحمیلی در جزیره مینو بود تا مراقب فعالیت احتمالی بعثی‌ها در مرز باشد.

شهید کجباف پس از پایان جنگ در کنکور شرکت می‌کند و در رشته مدیریت دولتی مشغول تحصیل می‌شود.

عشق دفاع از حرم حضرت زینب(س) صبرش را ربود

دیدن تصاویر رزمندگان در جبهه‌های مختلف و درگیری آنها با تکفیری ها سبب سخت شدن شرایط برای وی شد، شهریور ۹۳ در عملیاتی که داشتند هدف تک تیرانداز داعشی قرار می‌گیرد اما باز هم بهانه‌ای نمی‌شود تا شهید کجباف دست از مبارزه با تکفیری‌ها دست بردارد.

بعد از عمل دومش ۱۷ روز بیشتر طول نکشید و دوباره به کارزار مبارزه با تکفیری ها بازگشت. سر انجام شهید کجباف ساعت ۱۲ ظهر ۳۱ فروردین ماه امسال هدف تک تیرانداز داعشی قرار گرفت و به دیدار محبوب شتافت.

پیکر شهید کجباف پس از ۵۰ روز از شهادتش که در مناطق تحت سیطره گروه‌های تروریستی بود, به میهن اسلامی بازگشت و مردم اهواز و شوشتر برای وداع با این شهید بزرگوار لحظه شماری می‌کنند.

همسر شهید در روزهای ابتدایی که خبر شهادت حاج هادی را شنیده بود و فهمیده بود پیکر شهید در اختیار داعشی‌ها قرار گرفته است با قاطعیتی زینبی در جمع مردم اهواز تاکید کرد: راضی نیستیم برای بازگشت پیکر شهید که در اختیار تکفیری‌‍ها است حتی یک ریال هزینه شود و آن پول دوباره بر ضد شیعیان استفاده شود.

این سخنان همسر شهید سبب شد شخصیت‌های مختلفی همچون حجت الاسلام علیرضا پناهیان وی را با ام وهب از شیرزنان صحنه کربلا مقایسه کند و از هنرمندان بخواهد درباره رفتار زینبی وی شعرها بسرایند و داستان‌ها بنویسند.

منبع : تسنیم

نویسنده خادم الهادی(ع) در 03:22 ب.ظ | نظرات()
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:37 ب.ظ
Excellent way of telling, and good article to
obtain data about my presentation focus, which i
am going to present in academy.
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:06 ق.ظ
Do you have any video of that? I'd want to find out more details.
سه شنبه 2 خرداد 1396 11:44 ب.ظ
I have been exploring for a little for any high quality articles or weblog posts in this kind of space .
Exploring in Yahoo I at last stumbled upon this web site.
Studying this info So i am happy to express that I've an incredibly
just right uncanny feeling I came upon just
what I needed. I such a lot without a doubt will make sure to
don?t overlook this web site and give it a glance regularly.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:00 ب.ظ
Ahaa, its pleasant conversation regarding this post at
this place at this blog, I have read all that, so at
this time me also commenting here.
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:49 ق.ظ
What a stuff of un-ambiguity and preserveness of precious familiarity on the topic of unpredicted feelings.
جمعه 11 فروردین 1396 01:50 ق.ظ
Do you mind if I quote a few of your articles as long as I provide credit
and sources back to your site? My website is in the very same niche as yours and my users would certainly
benefit from some of the information you provide here. Please let
me know if this ok with you. Many thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر